تهوع ,حالت ,حالم ,میخورد ,داشتم ,موقعی ,حالت تهوع ,بانک مسکن ,نشسته بودم ,اتوبوس نشسته ,تهوع داشتم

من چند روزه حالت تهوع دارم.نمیدونم شاید چند هفتست .شایدم به چند ماه قبل برمیگرده این حالت تهوع لعنتی من. زمان شروعشو یام نیس.علت حالت تهوعمو هم نمیدونم.

امروز هم حالت تهوع داشتم.وقتی از خواب پاشدم این لعنتی باهام بود.وقتی صبونه میخوردم..وقتی داشتم تو تلگرام چت میکردم و اسمایلی میزاشتم این حالت تهوع باهام بود.

وقتی تو ایسگاه اتوبوس نشسته بودم منتظر اتوبوس بودم داشتمش...وقتی سرمو توایسگاه  به دیواره های شیشه ای عقب ایسگاه تکیه داده بودم و به ساختمون بانک مسکن نگاه میکردم و نوشته هاشو میخوندم حالم داشت بهم میخورد.

..بانک مسکن شعبه اسکندری

وقتی تو اتوبوس نشسته بودم و به کاری که قرار بود بکنم،فکرمیکردم این حسم شدت گرفت.

زمانی که زیر پل حافظ راه میرفتم و سعی میکردم لب هامو از هم جدا کنم تا حرف بزنم حالت تهوع شدیدی داشتم.

موقعی که وارد دانشگاه امیرکبیر شدم و از پله های دانشکده نفت بالا میرفتم داشتمش.

موقعی که با پشتیبانم دست میدادم حالم از دست های خودم و اون بهم میخورد.

این حس لعنتی لحظه به لحظه باهام بود.نمیتونستم دور بندازمش.

موقعی که بعد آزمون به تماشای عرف نشستم حالم از تموم پدرمادرا وتموم کسایی که دست میزدن برا اون بچه ها بهم میخورد.ازاون لباسای قرمزی که تنشون بود از اون کادوعا..از یاروعه ای که به دوستم میگف خوب میزنی...حالم بهم میخورد.

از پیاده روی تو خیابون امام خمینی حالم بهم میخورد..من تو تموم این لحظات تهوع داشتم.

من حتی حالا که نشستم و دارم تایپ میکنم این تهوع لعنتیو،تهوع دارم.



http://vmusic.ir/2014/10/adam-hurst-from-silence-2010/

در آخر آدام هرست بشنوید

منبع اصلی مطلب : قفس تنهایى سیاره ى من
برچسب ها : تهوع ,حالت ,حالم ,میخورد ,داشتم ,موقعی ,حالت تهوع ,بانک مسکن ,نشسته بودم ,اتوبوس نشسته ,تهوع داشتم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : تهوع